
.
من همه اشكم ، همه 1ي ام
خيس تر از يك شب طوفاني ام
من شده بودم چه گرفتار تو
دير زماني است كه زنداني ام
گرچه شدم عاشق چشم خمار
دور ز هر گونه هوسراني ام
ساده دل و صادق و بي مدعا
"ماجد"م و شاعر ايراني ام
رفته اي و خانه خــرابت شدم
وارث آن ، آنهمه ويراني ام
هضم نبودت بخدا سختم است
خسته و سرگشته ز حيراني ام
من چه كنم بعد تو اي واي من
آه ... كه در گير پريشاني ام
ماجد
برچسب:
نویسنده: کارن رادمنش