آیت عشق چمران دکتر چمران سالگرد دکتر چمران شعر ماجد اشعار ماجد
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 1:27
آیت عشق نام تونام پیمبردرخصایل چون علی ای تودرعرفان جلال الدین وعلمت بوعلی گرچه درپیکاردشمن محکم وکوبنده ای آیت زیبای عشقی درتونورش منجلی ماجد یاد و خاطره دکتر چمران گرامی باد
شق القمر شهادت علی ع شب قدر ماجد شعر ماجد اشعار ماجد
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 1:27
. شق القمر شمشیرش را که بلند کرد... نمیدانست... فریاد فزت و رب الکعبه ای ... بلند میشود... که سالها ... شیون را... از حنجره عاشقان... بلند خواهد کرد ! شمشیرش را که بلند کرد... نمیدانست... فرقی را میشکافد... که سالها... سینه عارفان را ... از غم ... خواهد شکافت! شمشیرش را که بلند کرد... نمی دانست... ک...
کنج سه گاه ماجد اشعار ماجد رمضان گوشه سه گاه موذن زاده اردبیلی اشعار ماجد
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 1:27
روزه ام وا می شود با برق چشمانی ز دور برق چشمان سیاهی، تیر داغ یک نگاه من بجز شهدلبش، چیزی نمیخواهم ، مگر یک بغل آواز میخواهد دلم ، کنج سه گاه! ماجد
( سر عشق ) شعر ماجد اشعار ماجد ماجد عشق معشوق
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 1:27
. عشق يعني يك قدم تا نيستيفارغ از هر هستي و هر چيستيسر عشقي اينچنين را بي گمانعاشقي بايد كه گويد راز آن !من چه گويم ؟ قاصرم از راز عشقاز همه اسرار و از آغاز عشقعاشقي باشد مرام عاشقانمن چه گويم از همه اسرار آن؟ليك ميدانم كه عاشق بي نيازباشد از هر خودپرستي در نماز ماجد
خیس از تب شبانه ،،،، ( شعر ماجد اشعار ماجد عشق تب بی قرار )
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 1:27
.. .. خیس از تب شبانه از دیده رفته ای تو ، بی عذر و بی بهانهاما ز دل نرفتی ، عشقت کشد زبانهمن بی شکیب و انگار، این دل سرای غمهااشکم چه بی قرارست،امشب دراین میانهاشکی فشانده ام من، اشکی زقلب عاشقبرگونه های خیسی ، خیس از تب شبانه !بر من نظر کنی یا ، بی اعتنا گذر ،، بایک خاطره به یادت ، اشکم شود روانه ...
مرا دریاب ماجد شعر ماجد اشعار ماجد
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 1:26
قدم بزن ... تمام مرا... به وسعت همه ی شب های بی سحر! ماجد
ستاره شعر ماجد اشعار ماجد
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 1:26
. .. امشب ، در فراق ماه ، از چشم آسمان ستاره می بارد...! ماجد
خواب شعر ماجد اشعار ماجد
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 1:26
. ديشب خواب پريشاني ديدم...!! خواب ديدم كه عاشق شده ام!ماجد
غزل قربان شعر ماجد اشعار ماجد قربان قربانی
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 1:26
وقت غزل شد وقت غوغایی دگربار//// تا واژه ها قربان کنم در پای دلدار یکبار دیگر میروم قربان کنم خود//// در پای عشق بی مثال آن سزاوار بی عشق آن معشوقه ام هرگز ندارم//// درقلب خود خونی که ریزم وقت ایثار من میشوم قربانی آن عشق پاکی//// کز او نباشد بر دله آزرده ، آزار قربان آن قربانی قربانگه دل//// قربان ...